بدون عنوان
سلام نفسم
حالا که برات می نویسم 21 ماهه شدی
الهی قربونت بشم که انقده ناز و ملوسک و شیطون شدی .gif)
من و بابایی هر روز که میگذره بیشتر از روز قبل عاشقت میشیم .gif)
بابایی
میگه هر روز که میرم سر کار لحظه شماری می کنم که زودتر بیام خونه آخه دلم واسه نفسم یه ریزه می شه
دردونه ی مامان می دونم که نوشتن واستو دیر شروع کردم
ولی بذارش به حساب مشغله زیاد مامی و یه کم تنبلیش
آخه می دونی عسلکم وقتی تو شیکم مامان
بودی مامان هنوز دانشجو بود شما از همین حالا واسه خودت قوق لیسانسی
یادش بخیر دانشگاه مامان نزدیک خیابون بهار بود بعد از کلاس با خاله ها بدو
می رفتیم واسه وروجکم سیسمونی می دیدیم
از همین جا به گل نازم قول می دم که تاخیرمو جبران کنم و عکسای قبلی پرنسسمم بذارم
دوسسسسسسستتتتتتت دارم نفسم .gif)
.gif)
.jpg)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 

